امتحان دارم، میخونم، ملالی نیست جز کمی وقت،..... میدونید بعضی وقتها اخر ترم که میرسه ادم از خودش میپرسه که پس توی ترم داشتی چه غلطی میکردی؟......

توی طی ترم بازدهم متوسط بود .... یعنی یکسری منیمم ها رو خوندم و انجام دادم.... اما اونجورها هم که میخواستم نبود.... یعنی وقت هم تلف کردم......

الان برای خوندن و پاس کردن این درسها مشکلی به جز کمی وقت نیست...... دوتا امتحان دارم..... و دوتا پروژه.... که کلی وقت گیر هستند، حتی اگه سخت نباشن.....

میدونید بعضی وقتها که با خودم فکر میکنم.... میبینم.... خوبی و یا شاید هم بدی کار اکادمیک اینه که هیچوقت رهات نمیکنه و هیچ پایانی براش متصور نیست.....

یه نانوا وقتی اخرین نونش رو از تنور در میاره و دست مشتری میده میتونه یه نفس راحت بکشهـــ......

اما یک همچین نقطه ای هیچوقت در کار اکادمیک وجود نداره...... 

حالا از این گذشته..... الان A از نون شب هم واجب تره واسه من......